مدلی برای کنترل راهبردی حاکمیت شرکتی با استفاده از استراتژی تئوری داده بنیاد کلاسیک

چکیده

در چند دهه اخیر، حاکمیت شرکتی توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. مطالعه پیش رو با استفاده از رویکرد کیفی و با اتکا بر فلسفه تفسیری نمادین به دنبال استخراج چیستی و چرایی مدل کنترل راهبردی حاکمیت شرکتی در کشور ایران است. در این راستا از استراتژی تئوری داده بنیاد کلاسیک از طریق کد گذاری باز، محوری و نظری به منظور تبیین استقرایی نظریه استفاده شده است. داده­ها از طریق مصاحبه نیمه­ساختمند با 12 نفر از خبرگان حوزه حاکمیت شرکتی و از طریق نمونه­گیری نظری تا رسیدن به نقطه اشباع نظری جمع آوری شده است. بعد از تحلیل و مصاحبه­ها و در مرحله کد­گذاری باز تعداد 132 کد استخراج شد و در مرحله کدگذاری محوری در هفتاد و هفت مفهوم، هجده مقوله فرعی و شش مقوله اصلی برساخت زده شده، طبقه بندی شدند. در مرحله کدگذاری نظری مقولات تبیین گشتند و خط سیر تحقیق تشریح شد. کنترل رسانه­ ای، کنترل پیچیده هیات مدیره، کنترل سیستم قانونی، اقدامات کنترلی ذینفعان، کنترل بازار سهام و ممیزی و نظام رتبه بندی مقوله ­های اصلی مدل کنترل راهبردی حاکمیت شرکتی را تشکیل می­دهند.

کلیدواژه ها: حاکمیت شرکتی؛ کنترل راهبردی؛ تئوری نمایندگی؛ استراتژی تئوری داده بنیاد

نویسندگان:

حسین رحمان سرشت: استاد مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

عطاءاله هرندی: دکتری مدیریت استراتژیک، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

مجله پژوهش های مدیریت عمومی – دوره 10، شماره 37، پاییز 1396.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *