مدل عملکرد لابی آیپک امریکا

 

چکیده

اهمیت تصمیمات ایالات‌متحده آمریکا به‌عنوان یک قدرت تأثیرگذار در عرصه روابط بین‌الملل باعث شده تا شناخت ساختار تصمیم‌گیری سیاست خارجی آمریکا و مؤلفه‌های مؤثر بر آن، نیاز به توجه بالای اندیشمندان در این عرصه داشته باشد. ساختار سیاسی تکثرگرای این کشور باعث شده تا گروه‌های ذی‌نفع ازجمله بازیگران مهم در حوزه‌های مختلف و به‌خصوص سیاست خارجی باشند و رسمی بودن لابی‌گری در امریکا شرایط را برای اثرگذاری هرچه بهتر آن‌ها فراهم کرده است. سازمان آیپک به‌عنوان معروف‌ترین و مؤثرترین لابی اثرگذار شناخته می‌شود که هدف خود را حمایت از منافع رژیم صهیونیستی و جهت‌دهی به سیاست خارجی ایالات‌متحده به‌خصوص در خاورمیانه در راستای منافع این رژیم اعلام کرده است.

ما در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که مدل عملکرد لابی آیپک برای اثرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا چیست؟ بر اساس این پژوهش لابی آیپک نهادهای رسمی و افکار عمومی را به‌عنوان دو نقطه اساسی در فعالیت‌های خود مورد هدف قرار داده است. اقدامات کنگره و دولت به‌عنوان دو نهاد رسمی مهم به‌وسیله روش‌های متناسب در راستای منافع رژیم صهیونیستی قرار می‌گیرند. همچنین لابی آیپک سعی دارد تا به‌وسیله کنترل رسانه‌ها، اندیشکده ها و دانشگاه‌ها، افکار عمومی را به نفع رژیم صهیونیستی جهت‌دهی کند.

واژگان کلیدی: آیپک، آمریکا، رژیم صهیونیستی، سیاست خارجی، گروه‌های ذی‌نفع

مقدمه

شناخت عوامل تأثیرگذار بر سیاست خارجی ایالات‌متحده آمریکا به‌عنوان یک کشور قدرتمند در سطح بین‌الملل که منافع ملی خود را به‌صورت گسترده در سرتاسر جهان تعریف کرده و به همین دلیل بر تمام کشورهای جهان اثرگذار است، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در شکل‌گیری سیاست خارجی هر کشوری مجموعه‌ای از عوامل در سطوح داخلی، ملی و بین‌المللی نقش دارند که برآیند کنش و واکنش این عوامل به‌صورت برونداد و به نام «سیاست خارجی» ارائه می‌گردد.

سیاست خارجی ایالات‌متحده آمریکا نیز برآیند چنین فرآیندی است و از برهم‌کنش سه سطوح مذکور نشئت می‌گیرد. علاوه بر این ساختار سیاسی تکثرگرا در آمریکا باعث شده تا فضای بیشتری برای فعالیت‌های گروه‌های ذی‌نفع و گروه‌های فشار برای اثرگذاری بر مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم سازی فراهم شود. لابی‌ها ازجمله ابزارهای مهم و مؤثر هستند که گروه‌های ذی‌نفع برای رسیدن به خواسته‌های خود از آن‌ها استفاده می‌کنند.

در میان لابی‌های مختلفی که به‌صورت رسمی در آمریکا فعالیت می‌کنند، لابی آیپک به‌عنوان ریشه‌دارترین و تأثیرگذارترین لابی در سیاست خارجی آمریکا شناخته می‌شود که هدف اصلی خود را حمایت از منافع رژیم صهیونیستی در آمریکا و جهت‌دهی سیاست خارجی ایالات‌متحده به‌خصوص در حوزه خاورمیانه تعیین کرده است.

شناخت مدل عملکرد این لابی به دو دلیل برای جمهوری اسلامی ایران ضروری است: اول اینکه دشمنی عمیق میان جمهوری اسلامی و رژیم صهیونیستی باعث شده است، بخش عظیمی از لابی آیپک به در اختیار اقدامات و تلاش‌های ضد ایرانی در امریکا باشد تا خروجی سیاست خارجی در ایالات‌متحده علیه ایران و برای تضعیف آن به‌خصوص در منطقه خاورمیانه شکل بگیرد، دوم آنکه مدل عملکرد لابی آیپک به‌عنوان یک نمونه موفق در عرصه تأثیرگذاری بر سیاست‌های آمریکا در حوزه روابط بین‌الملل در صورت وجود شرایط می‌تواند با ایجاد تغییراتی مورداستفاده قرار گیرد.

ما در این پژوهش برای پاسخ‌گویی به این سؤال که مدل عملکرد لابی آیپک برای اثرگذاری بر سیاست خارجی ایالات‌متحده آمریکا چیست، ابتدا جایگاه لابی در ساختار سیاسی آمریکا را بررسی خواهیم کرد تا به شناخت کافی در این زمینه دست‌یابیم. سپس به معرفی لابی آیپک به‌عنوان نمونه موردمطالعه و بیان اهداف، تاریخچه و نکات مهم در ارتباط با آن خواهیم پرداخت. پس‌ازآن شیوه عملکرد لابی آیپک و چگونگی تأثیرگذاری آن را بر نهادهای حکومتی و افکار عمومی برای جهت‌دهی به سیاست خارجی آمریکا بیان خواهیم کرد.

1. جایگاه لابی در نظام سیاسی آمریکا

«لابی» در لغت به معنای سرسرا و در اصطلاح سیاسی آمریکا به معنای نفوذ در قوه قانون‌گذاری و اعمال نظرات خود در راستای تأمین منافع موردنظر است. گروه‌های قدرتمند از طریق تماس با اعضای کنگره در سرسراها یا بخش‌هایی از ساختمان کنگره که همگان به آنجا دسترسی دارند به دنبال تصویب یا رد قوانین، متناسب با منافع خود هستند. ظرفیت بالای لابی‌ها برای اثرگذاری باعث شده تا کشورهای خارجی در پی استفاده از این پتانسیل اقدام کنند.

عمده این اتفاق توسط دولت‌های وابسته به آمریکا که به دنبال جلب پشتیبانی نظامی و مالی دولت آمریکا می‌باشند، صورت می‌گیرد. به‌طور خلاصه لابی را به‌عنوان گروهی با منافع مشرک که بانفوذ در نظام سیاسی سعی می‌کنند قانون یا خط و مشی خاصی را در حمایت از اهداف و خواسته خویش تصویب یا رد کنند، می‌شناسند. (کوهکن، 1391: 72)

لابی در آمریکا به شکل امروزی آن تا دهه 1820 وجود نداشت. از این تاریخ لابی‌هایی شکل گرفتند که هدفشان همسو کردن تصمیمات با منافع خودشان بود. تا این‌که در سال 1995 قانون جدیدی در آمریکا تصویب شد که رفتار لابی‌ها را شکل و شمایل روشن‌تر و واضح‌تری می‌داد. این قانون «قانون لابیسم» یا «قانون شفاف‌سازی فعالیت‌های لابی» نام گرفت.

به‌طورکلی فرد لابی‌گر یا لابیست طبق قانون مصوب سال 1995 می‌بایست نزد دفتر مجلس نمایندگان و دبیرخانه سنا ظرف 48 روز از زمان استخدام یا قرارداد ثبت‌نام کند و همچنین می‌بایست سالی دو بار فعالیت‌های لابی خود را در موضوعات ویژه، شماره‌های لوایح، هزینه‌های تقریبی فعالیت‌ها و فهرستی از سازمان‌های مورد مراجعه خود ارائه کند.

مقوله لابی به‌عنوان اجتماع قانونی و مشروع جایگاهی مهم در ساختار سیاسی آمریکا دارد؛ درواقع ویژگی جامعه آمریکا به جهت تنوع و تکثر گروه‌های مختلف و همچنین وجود مهاجران زیاد در این کشور باعث گردیده است گروه‌های مختلف ذی‌نفوذ و فشار شکل بگیرند که هرکدام تلاش می‌کنند به نحوی بر رفتار سیاست خارجی امریکا تأثیر بگذارند این‌ها چه در ساختار قانون‌گذاری این کشور در کنگره و چه در ساختار اجرایی مانند رئیس‌جمهور، فرماندارها، روسای ایالات و حتی شهرداری‌ها تأثیر می‌گذارند.

لابی‌گران در ایالات‌متحده آمریکا مجموعه‌ای از گروه‌های رسمی و غیررسمی هستند که با دریافت حمایت‌های مالی از سوی برخی دولت‌ها می‌کوشند سیاست‌های کاخ سفید و کنگره آمریکا را به سمتی هدایت کنند که منافع آن دولت‌ها را تأمین کنند؛ این لابی‌گری گاهی به‌صورت مستقیم بر روی سیاستمداران آمریکایی انجام می‌شود و گاهی نیز از طریق تأثیرگذاری بر روی افکار عمومی آمریکا. لابی‌گرها لزوماً نباید عضو گروه‌هایی سازمان‌یافته باشند بلکه می‌توانند به‌صورت مستقل و انفرادی نسبت به حمایت یا مخالفت با قانون خاصی اقدام کنند؛ هرچند برخی از آن‌ها حقوق و دستمزدهایی نیز از سوی دولت‌های خارجی دریافت می‌کنند. (محسن منصوری، 1393)

لابی‌گری به دو شکل صورت می‌گیرد، شکل اول لابی خارجی است که در آن سعی می‌شود تا با استفاده از ابزار مختلفی مانند تبلیغات، چاپ مقالات و… افکار عمومی مورد تأثیر قرارگرفته و خواسته گروه ذی‌نفع را مطالبه کنند. در این صورت به‌صورت غیرمستقیم کنگره و نهادهای سیاسی دیگر برای حرکت در جهت دلخواه ترغیب خواهند شد به این دلیل که افکار عمومی در هر کشوری به‌خصوص امریکا از توانایی اثر بالایی در حوزه سیاست برخوردار هستند. شکل دوم که همان لابی‌گری به معنای خاص آن نیز است در اتاق‌ها و سالن‌های دربسته به‌صورت مستقیم در تماس با سیاست‌مداران و به‌ویژه قانون‌گذاران صورت می‌گیرد و هدف آن ایجاد نظر مثبت یا منفی تک‌تک آن‌ها نسبت به یک لایحه، طرح یا سایر تصمیمات با توجه به منافع گروه ذی‌نفع است.(رنجبر، 1384: 425).

2. لابی آیپک

لابی اسرائیل یکی از قدرتمندترین و فراگیرترین گروه‌های سیاسی در ایالت متحده است که نفوذ قابل‌توجهی در ساختارهای سیاسی آمریکا دارد. لابی اسرائیل، نهادهای قدرتمند و افراد ذی‌نفوذی را برای فعالیت در کنگره، شخص رئیس‌جمهور، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، نهادهای مذهبی و افکار عمومی آمریکا، به نیابت از اسرائیل، در اختیار دارد. این لابی نقش عمده‌ای را در ایجاد اسرائیل و اعمال‌نفوذ قوی در سیاست خارجی ایالت متحده، که اغلب به منافع آمریکا و امنیت آمریکائیان لطمه می‌زند، ایفا کرده است. 

کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (American Israel Public Affairs Committee) مشهور به آیپک، یکی از بزرگ‌ترین و قدرتمندترین گروه‌های لابی‌گری در ایالات‌متحده آمریکا است. این گروه لابی با بیش از صد هزار عضو، هرساله میلیون‌ها دلار خرج سرمایه‌گذاری در نفوذ بر سیاست‌های دولتی و قانون‌گذاری آمریکا می‌کند. این گروه در سال 1951 به رهبری آی‌ال کنن (یک آمریکایی که در دهه چهل در مذاکرات مربوط به نزاع اعراب و اسرائیل به‌عنوان یک لابی‌گر بسیار فعال برای کشور اسرائیل عمل کرده بود) شکل گرفت. علت سازمان‌دهی یک لابی نیاز اسراییل به کمک‌های اقتصادی برای جذب شمار گسترده یهودیان مهاجر و نیز بی‌میلی وزارت امور خارجه آمریکا نسبت به اعطای کمک‌ها بود.

جمعیت یهودیان آمریکا حدود شش میلیون نفر برآورد شده که کمتر از 2 درصد کل جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهد، اما یهودیان آمریکا با ایجاد تشکل‌های مهم و ارتباط کامل بین منافع آمریکا و صهیونیسم به یکی از بانفوذترین گروه‌های تأثیرگذار در سیاست خارجی دولت آمریکا تبدیل‌شده‌اند. آن‌ها یکی از اهداف خود را نفوذ در کانون‌های قدرت ایالات‌متحده تعیین نموده‌اند.

از میان 281 سازمان یهودی و 250 اتحادیه منطقه‌ای، یکی از مهم‌ترین لابی‌های یهودیان در آمریکا کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به آیپک است و از همان بدو تأسیس هدف خود را تلاش برای تصویب قوانینی در جهت حمایت از اسرائیل اعلام کرده است. این کمیته دارای دفاتر و مراکز منطقه‌ای در سراسر آمریکا و بیت‌المقدس است و هم‌اکنون در 10 کشور دیگر دفاتر خود را تأسیس کرده است. بخش‌های مهم این سازمان عبارت‌اند از: حوزه قانون‌گذاری سیاست خارجی، امور سیاسی، بخش ارتباطات، بخش توسعه و گسترش رهبری سیاسی.

مقر اصلی آیپک در مرکز هیل دی سی است. آیپک اعضای خود را از بین صهیونیست‌ها (یهودیان و غیریهودیان) انتخاب می‌کند که در حمایت از اسرائیل و کانالیزه کردن سیاست خارجی آمریکا در راستای منافع این رژیم اتفاق‌نظر دارند. آیپک یک کنفرانس سالانه برگزار می‌نماید و در آن به تعیین خط‌مشی کلی کمیته می‌پردازد که در بیشتر مواقع رئیس‌جمهور آمریکا و نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی یکی از سخنرانان مهم آن هستند.

این کمیته اینک 85 هزار عضو دارد که 432 میلیون دلار بودجه آن را جهت تقویت و توسعه بستر روابط اسرائیل و آمریکا صرف می‌کنند. مثلاً در یکی از جنجالی‌ترین نشست‌های آیپک از ابتدا تاکنون در سال 1384 مقامات سرشناسی همچون کاندولیزا رایس (وزیر وقت امور خارجه ایالات‌متحده)، دنیس هسترت (سخنگوی مجلس نمایندگان آمریکا)، بیل فرست (رهبر اکثریت سنا)، هری راید (سناتور دموکرات)، نانسی پلوسی (عضو مجلس نمایندگان)، هیلاری کلینتون (سناتور دموکرات از نیویورک و نامزد این روزهای ریاست جمهوری آمریکا)، آریل شارون (نخست‌وزیر اسبق به هلاکت رسیده اسرائیل)، تسفی لیفنی (وزیر دادگستری اسرائیل)، ناتان شارانسکی (وزیر امور اورشلیم)، کن ملمان (رئیس کمیته ملی جمهوری‌خواهان)، هاوارد دین (رئیس کمیته دموکرات‌ها) و بسیاری از شخصیت‌های مهم دیگر از سخنرانان این کنفرانس بودند.

یکی از عوامل اصلی موفقیت نسبی آیپک توانایی این کمیته در گزینش طرح‌هایی است که می‌توانند با دنبال کردن آن‌ها به موفقیت برسند. به معنای دیگر آیپک در فعالیت‌هایی وارد می‌شود که امکان دستیابی به موفقیت در آن تضمین‌شده باشد. اکنون به برخی از فعالیت‌های آیپک در حمایت از اسرائیل اشاره خواهد شد.

1- اتحاد میان سازمان‌ها و مؤسسات یهودی و کمک به یکپارچگی آنان در جهت حمایت از اسرائیل

2- نفوذ در سازمان‌های تصمیم‌گیری آمریکا و تشکیل یک لابی مستحکم و هماهنگ

3- جلب نظر افکار عمومی جهت حمایت از اسرائیل

4- تربیت نسل آینده‌ای از حامیان اسرائیل

5- آمیخته کردن سیاست خارجی آمریکا با سیاست خارجی اسرائیل

6- توسعه روابط ایالات‌متحده و اسرائیل

7- تلاش برای خارج ساختن اسرائیل از انزوا در سازمان ملل و تبدیل آن به یک نیروی محرک و مؤثر

8- فشار به دولت آمریکا برای حمایت و دنبال کردن صلح خاورمیانه جهت تأمین منافع اسرائیل

9- حمایت همه‌جانبه مادی و معنوی از اسرائیل در مقابل تهدیدات

10- حمایت از به رسمیت شناخته‌شده بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل

یکی از روش‌های کمیته در فرآیند تصمیم‌گیری در آمریکا این است که از طریق گروه‌هایی موسوم به «پک‌ها» در سراسر ایالات‌متحده به سیاستمداران به‌طور غیرمستقیم کمک نماید. درصورتی‌که نماینده‌ای اظهار مخالفت نماید آن را در سطح وسیعی به اطلاع جوامع یهودی می‌رسانند تا وی را تحت‌فشار قرار دهند. روش دیگری که کمیته در پیش می‌گیرد استفاده از فشارهای عاطفی و روانی است و با ذکر گذشته یهودیان و عنوان نمودن این مسئله که این تصمیم عواقب خطرناکی برای یهودیان دارد، فرد را تحت‌فشار قرار می‌دهند. آیپک در موارد گوناگونی برای دیدارها و ملاقات‌های اعضای کنگره فهرستی کامپیوتری تهیه‌کرده و از آن‌ها به‌عنوان برگ برنده استفاده می‌کند تا در صورت مخالفت افراد مذکور با اسرائیل در انتخابات بعدی از آنان حمایت نکند.

 تداوم این روند حتی در درون ساختار قدرت در آمریکا هم توأم با خفقان و نوعی رفتار تحکم‌آمیز و حتی با حذف مخالفین و آزار معترضین مواجه بوده و هست. افراد و گروه‌هایی که نخواهند با روند موردحمایت آیپک همراهی کنند تدریجاً منزوی، منفعل و حتی حذف می‌شوند. درواقع آیپک قدرت تأثیرگذاری بیشتری بر اعضای کنگره دارد تا مسئولان دولت آمریکا این مسئله بدان خاطر است که دولت آمریکا دستگاه عریض و طویلی برای سیاست خارجی خود دارد و گاهی تأثیرگذاری بر آن بسیار مشکل می‌شود. این در حالی است که تأثیرگذاری بر اعضای کنگره به سبب آن‌که از فشارهای عمومی و تبلیغاتی داخلی تأثیر بیشتری می‌پذیرند بسیار آسان‌تر می‌نماید. به همین سبب آیپک ترجیح می‌دهد که فشار خود را بر کنگره متمرکز کند (باشگاه خبرنگاران جوان، 1395).

3. مدل عملکرد لابی آیپک

لابی آیپک برای تأثیرگذاری بر سیاست خارجی ایالات‌متحده امریکا و قرار دادن آن در جهت منافع رژیم صهیونیستی دو نقطه اساسی را مورد هدف قرار داده است و تلاش‌هایی خود را برای اثرگذاری بر آن‌ها به‌وسیله روش‌های گوناگون متمرکز کرده است. اولین حوزه موردتوجه ارکان رسمی و حکومتی مهم و اثربخش یعنی کنگره و دولت است و دومین حوزه افکار عمومی است که اگر کنترل نشود می‌تواند تمام تلاش‌ها در حوزه اول را به ناکامی بکشاند.

1-3. ارکان حکومتی

لابی آیپک برای تأثیرگذاری در فرایندهای تصمیم‌گیری و تصمیم سازی در ایالات‌متحده سعی دارد تا دو مرکز اصلی در ساختار سیاسی ایالات‌متحده یعنی کنگره و دولت را که می‌توانند در جهت‌دهی به سیاست خارجی آمریکا و اتخاذ تصمیم‌ها از اثرگذاری بالایی برخوردار باشند تحت نفوذ خود داشته باشد. در این راستا متناسب با شرایط و اقتضائات هرکدام به روش‌های مناسبی متوسل می‌شود که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت.

1-1-3. کنگره

قوه مقننه در ایالات‌متحده آمریکا از دو مجلس سنا و نمایندگان تشکیل‌شده است که قانون‌گذاری و نظارت از وظایف اصلی آن به شمار می‌روند. نقش کنگره در حوزه روابط خارجی اهمیت بالایی دارد چراکه قانون اساسی آمریکا اختیارات مهم سیاست خارجی نظیر اعلان‌جنگ، تصویب بودجه یا مجوز اعزام نیروهای نظامی به خارج از مرزها را بر عهده کنگره گذاشته است. کنگره با استفاده از کارشناسان مجرب در «کمیته‌های دائمی» که از نمایندگان جمهوری‌خواه و دموکرات تشکیل‌شده است و بر اساس اولویت‌های ملی و فراملی مصوبات را به تصویب می‌رساند.

ازآنجایی‌که کمیته‌های دائمی وظیفه نظارت و قانون‌گذاری در امور سیاست خارجی را بر عهده دارند، دولت فدرال برای اتخاذ هر تصمیمی باید نظر اعضا و به‌ویژه رؤسای کمیته روابط خارجی سنا و کمیته روابط بین‌الملل مجلس نمایندگان را جلب کند چراکه این دو کمیته بارها با تصویب قوانین، تصمیمات مهم رؤسای جمهور را در سیاست خارجی تغییر داده‌اند که برای نمونه می‌توان به مخالفت با پیمان منع آزمایش‌های اتمی، پیمان منع استفاده از مین‌های ضد نفر و پیمان کاهش آلاینده‌های گلخانه‌ای اشاره کرد.

 به‌این‌ترتیب کنگره به‌طور غیرمستقیم و از طریق تصویب مصوبات خارجی، حضور در کمیته روابط بین‌الملل، سخنرانی‌ها و مسافرت‌های خارجی در تصمیمات سیاست خارجی آمریکا تأثیر می‌گذارد (جعفری، 1389: 92). لابی آیپک سعی دارد تا به ‌صورت های زیر از ظرفیت‌های اثرگذاری کنگره در جهت‌دهی سیاست خارجی دولت آمریکا استفاده کند.

الف) حضور صهیونیست‌های مسیحی در پست‌های مهم کنگره

حضور صهیونیست‌های مسیحی به‌عنوان اعضای کنگره یکی از دلایل موفقیت لابی صهیونیستی در قوه قانون‌گذاری ایالات‌متحده است. به‌عنوان نمونه می‌توان به ریچارد آرمی اشاره کرد که در سپتامبر 2002 اعلام کرده بود اولویت نخست خود را محافظت از رژیم صهیونیستی می‌داند، یا تام دیلای جانشین او که به گفته مورتون کلین، رئیس سازمان صهیونیستی آمریکا با تک‌تک اعضای خود مراقب رژیم صهیونیستی بود (میرشایمر و والت، 1392: 311).

ب) حضور سناتورها و نمایندگان یهودی در کنگره

سناتور و نمایندگان یهودی در کنگره آمریکا وجود دارند که تمام تلاش خود را برای تأثیرگذاری بر سیاست خارجی ایالات‌متحده و تغییر آن در راستای منافع رژیم صهیونیستی انجام می‌دهند. برخی از این قانون‌گذاران مانند جوزف لیبرمن، چارلز شومر و واکسمن از مدافعان سرسخت رژیم صهیونیستی بودند (میرشایمر و والت، 1392: 311).

ج) استفاده از کارمندان کنگره

نمایندگان کنگره در تصویب قوانینی که به دنبال حفظ منافع رژیم صهیونیستی است، به‌تنهایی عمل نمی‌کنند. کارمندان و کارشناسانه کنگره که در مرکز روند قانون‌گذاری قرار دارند، تأثیر بسیاری در جهت‌دهی قوانین به نفع رژیم صهیونیستی دارند.

آن‌ها به‌وسیله نگارش پیش‌نویس قوانین، آماده‌سازی سخنرانی‌های عمومی اعضای کنگره، انشای نامه‌هایی که نمایندگان کنگره برای اعلام مواضع خود در موضوعات مهم به یکدیگر می‌نویسند، انتشار نامه‌های سرگشاده که برای اعمال فشار کنگره بر دولت استفاده می‌شود، می‌توانند مؤثر باشند. موریس آمیتانی سخن گوی پیشین آیپک تأکید می‌کند که افراد زیادی در کنگره احتمالاً یهودی هستند و مسائل خاص را از دید یک یهودی نگاه می‌کنند، این‌ها برای سناتورها در زمینه‌های مختلف تعیین تکلیف می‌کنند و کارهای زیادی را می‌توان به کمک کارمندان معمولی انجام داد. (Mearsheimer and Walt, 2007: 152).

د) تأثیرگذاری بر انتخابات از طریق کمک‌های مالی

بخش عمده موفقیت آیپک برای تأثیرگذاری بر کنگره توانایی این سازمان بر اعطای پاداش به قانون‌گذاران حامی و مجازات مخالفان است. این توانایی عمدتاً مبتنی بر ظرفیت سازمان در تأثیرگذاری بر کمک‌های مالی انتخاباتی استوار است. کسانی که از منافع رژیم صهیونیستی حمایت کنند با سیل کمک‌های مالی در انتخابات مواجه خواهند شد و در مقابل کسانی که رژیم صهیونیستی را نادیده بگیرند شاهد قطع شدن کمک‌های مالی و روانه شدن آن‌ها به سمت رقیب در حوزه انتخابی خود خواهند بود.

این فرایند به دو صورت انجام می‌شود. نخست کمک‌های مالی است که از طریق اعضای کلیدی لابی انجام می‌شود. واشنگتن‌پست در سال 2004 بیان می‌کند ک هر یک از اعضای هیئت‌مدیره آیپک از سال 2000 به‌طور متوسط 72 هزار دلار به مبارزات انتخاباتی و کمیته‌های سیاسی کمک کرده‌اند. دومین روش کمک به نامزدهای انتخابات برای متصل شدن به منابع مالی و حمایت‌کنندگان دیگری متصل شوند. آیپک رسماً از نامزدها حمایت نکرده و کمک‌های مالی مستقیم به ستادهای انتخاباتی آن‌ها اعطا نمی‌کند، بلکه پس از شناسایی نامزدها و اعطاکنندگان بالقوه پول ملاقات‌هایی را بین آن‌ها ترتیب می‌دهد (میرشایمر و والت، 1392: 313).

دیوید بیال به‌عنوان یک تاریخ‌دان ادعا می‌کند که لابی یهودیان آمریکایی طرفدار رژیم صهیونیستی از زمان جنگ شش‌روزه به متبحرترین و مؤثرترین سازمان تأثیرگذار بر کنگره آمریکا تبدیل‌شده است. بخشی از آن به خاطر تشکیل یک شبکه ملی یهودی از کمیته‌های اقدام سیاسی است که به نامزدهای کنگره مشروط به آن‌که از رژیم صهیونیستی حمایت کنند، کمک مالی اعطا می‌کند.

به‌عنوان نمونه‌ای دیگر هاری لارنس نامزد شکست‌خورده دموکرات‌ها در سال 1990 از ایالت اورگان، ملاقات خود از دفتر مرکزی آیپک را این‌گونه تشریح می‌کند که در روزهای ابتدایی مبارزات انتخاباتی به مقر آیپک در واشنگتن رفته است. نکته مهم اینجاست که مشهور بودن طرفداری لارنس از رژیم صهیونیستی کافی نبوده است. در آنجا فهرستی از موضوعات حیاتی به وی داده‌شده تا نظرات وی را در مورد آن‌ها بدانند، سپس تمام آنچه را که باید عقاید وی باشند و اینکه دقیقاً چه واژه‌هایی را برای بیان نظرات خود درملأعام استفاده کند به او دیکته کردند (میرشایمر و والت، 1392: 315).

ه) تغییر نظر مخالفان رژیم صهیونیستی

آیپک و کمیته‌های اقدام سیاسی طرفدار رژیم صهیونیستی فقط به دنبال انتخاب شدن نامزد دوستدار رژیم صهیونیستی نیستند بلکه در تغییر دیدگاه سیاستمداران منتقد و تبدیل آن‌ها به طرفداران وفادار رژیم صهیونیستی توانایی و سابقه بسیاری دارند. برای مثال سناتور هلمز جمهوری‌خواه از ایالت کارولینای شمالی در اکثر دوران خود مخالف صریح برنامه‌های اعطای کمک خارجی آمریکا بود که منجر به مخالفت او با اعطای کمک‌های قابل‌توجه به رژیم صهیونیستی می‌شد. هلمیز در سال 1984 رو در روی فرماندار محبوب ایالت کارولینای شمال قرار گرفت.

 آیپک به دنبال استفاده از این فرصت به‌دست‌آمده مقادیر زیادی کمک‌های مالی برای ستاد انتخاباتی هانت فرستاد و آن را تا آستانه پیروزی پیش برد. هملز پیام را دریافت کرد و سال بعد با سفر به فلسطین اشغالی در مقابل دیوار ندبه عکس گرفت. او همچنین عکسی هم آریل شارون گرفت و پس از بازگشت در دفتر کار خود آویخت. هلمز ازآن‌پس و تا سال 2002 که بازنشسته شد به‌عنوان مدافع بی‌پروای رژیم صهیونیستی باقی ماند (جعفری، 1389: 88).

مراجع

منابع

امجد، محمد (1385)، سیاست و حکومت در ایالات متحده، تهران: سمت، چاپ دوم.

جعفری، علی‌اکبر (1389)، منافع استراتژیک مشترک و اتحاد آمریکا- اسرائیل، تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ اول.

رنجبر، احمد، «نقش لابی‌گری در فرایند قانون‌گذاری و امکان قانونمند کردن آن»، مجلس و پژوهش، سال دوازده، شماره 50-49، پاییز و زمستان 1384، صفحه 423-436.

کوهکن، علیرضا، «واکاوی دلایل ضعف لابی ایران در آمریکا»، فصل‌نامه روابط خارجی، سال چهارم، شماره چهارم، زمستان 91، صفحه 95-69.

گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان (1395)، «سیاست آمریکا و دست‌های پشت پرده‌ای به نام آیپک»، بازدید 6/4/1396، در: http://yon.ir/RizuJ.

میرشایمر، جان جی و استیون ام. والت (1392)، لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا قدرت لابی صهیونیستی، رضا منتظمی و مهران نصر ، تهران: خرسندی ، چاپ اول.

میرشایمر، جان جی (1391)، لابی یهود و رئالیسم تهاجمی، ترجمه محسن محمودی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ اول.

منصوری، محسن (1393) «لابی و لابی‌گری در معرکه سیاست غرب»، بازدید 6/4/1396، در: http://yon.ir/SHQjA.

Mearsheimern, John J. & Walt, Stephen M (2007), the Israel Lobby and U.S Foreign Policy, London: Penguin Group

نویسنده:

صادق باغستانی آرانی: دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام)  

دوفصلنامه ره آورد سیاسی- شماره 50.

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *